بعل، طلسم های یهودی و اصولگرایان کف خیابانهای تهران | چرا نمادهای منتسب به یهودیت در جریانهای انقلابی تکرار میشود؟

رویداد۲۴| سیما پروانه گهر: سیما پروانهگهر: رأس ساعت ۱۱:۳۳ روز ۲۲ بهمن، مجسمهای که در ظاهر شبیه گاوی شاخدار است به مدت ۶۶ ثانیه در میدان انقلاب تهران سوزانده شد.
تا پیش از این، در راهپیماییهایی مانند ۲۲ بهمن مرسوم بود که حاضران تصاویر چهرههای سیاسی اصلی در آمریکا و اسرائیل یا پرچمهای این کشورها را بسوزانند. اما این نخستین بار است که رخدادی از این جنس در خبرها ثبت میشود. کانالهای انقلابی به سرعت ویدئو را منتشر کردند، از آن استقبال کردند و این حرکت را «اقدام مردم انقلابی» خواندند و تشویقش کردند. در مقابل، بخشی از نیروهای ارزشی—هرچند کمتر از گروه اول—این اقدام را مورد انتقاد قرار دادند؛.
سوزاندن نماد «بعل» در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، توجهها را به حساسیت بخشی از نیروهای انقلابی نسبت به آنچه «نمادهای یهودی» خوانده میشود جلب کرد؛ حساسیتی که طی سالهای گذشته در قالب روایتهای امنیتی، رسانهای و نمادین بارها تکرار شده است. این اقدام صرفاً یک حرکت نمادین مناسبتی نبود؛ بلکه بازتاب روندی عمیقتر در بخشی از فضای سیاسی و رسانهای است که در آن نمادهای تاریخی و مذهبی به ابزاری برای تفسیر سیاست جهانی، ساختن روایتهای امنیتی و تعریف دشمن امروز تبدیل میشوند. رویکردی که مورد اقبال بخشی از نیروهای نسل دوم اصولگرا و طیفی از کسانی است که خود را «جبهه انقلاب» معرفی میکنند و در سیاست خارجی نیز مشی و مرام خاص خود را دارند.
در ساعات اولیه انتشار ویدئو، نخستین تفسیرها این بود که طراحان این اقدام، آن را در چارچوب اعلام مخالفت با پرونده «جفری اپستین» و نمایش تقابل با اسرائیل و آمریکا تعریف کردهاند. اما واکنشهای اجتماعی و رسانهای نشان داد چنین اقداماتی معمولاً فقط در سطح پیام سیاسی مستقیم باقی نمیمانند. نمادها، برخلاف شعارهای کوتاه و پلاکاردها، معمولاً «دو لایه» عمل میکنند: یک لایه برای ارسال پیام سریع سیاسی، و یک لایه عمیقتر که به ذهنیت سیاسی و فرهنگی حامیان آن گره خورده است.
بعل چیست و چرا وسط میدان انقلاب آتش زده شد؟
بعل در تاریخ باستان، ایزد باران و حاصلخیزی در میان اقوام کنعانی بود که هزاران سال پیش در منطقه شام و مدیترانه پرستش میشد. واژه «بعل» به معنای «ارباب» است و حتی در دورههایی از تاریخ، بخشی از بنیاسرائیل نیز به او گرایش داشتند. با تثبیت یکتاپرستی در سنت یهودی، این ایزد به تدریج در متون دینی به نماد انحراف مذهبی تبدیل شد و در دورههای بعدی، در برخی روایتها به موجودی شیطانی تغییر معنا داد. همین تغییر معنایی تاریخی باعث شد بعل در حافظه فرهنگی خاورمیانه و غرب، از یک خدای کشاورزی به نماد «شر» تبدیل شود؛ ظرفیتی که امروز در فضای سیاست نمادین قابل استفاده است.
اما اهمیت این ماجرا بیشتر از خود بعل، به سازوکار ذهنی پشت چنین نمادسازیهایی برمیگردد. در طی یک دهه گذشته و بروز و توسعه طیفهای جدیدی از نیروهای اصولگرا که از موسسات مذهبی در قم – با هم پوشانی با طیف سیاسی جبهه پایداری – بیرون آمده بودند و بعد از آن تشکیل و تثیبت موسساتی همچون مصاف عرصه جدیدی در رویکردهای سیاسی جبهه انقلاب شکل گرفت. عرصهای که میزبان قرائتهای جدید از هر موضوع امنیتی و سیاسی بود. نگاه بخشی از این نیروها – به خصوص طیف علی اکبر رائفی پور- این است که زمانی که تحولات سیاسی و امنیتی پیچیده میشود، ذهن جمعی تمایل دارد آنها را در قالب روایتهای سادهتر و قابل فهمتر بازسازی کند.در چنین شرایطی، نمادها نقش میانبر شناختی پیدا میکنند. در این شرایط رقابتهای ژئوپلیتیک، جنگ اطلاعاتی یا شبکههای مالی جهانی در قالب نمادهای تاریخی یا مذهبی روایت شدند تا برای مخاطب عوام ملموستر شده و امکان بسیج سیاسی و هویتی افزایش پیدا کند.
به عنوان یک نمونه، پرونده اپستین برای بخشی از این جریانهای سیاسی فقط یک پرونده فساد نیست، بلکه نشانهای از وجود شبکههای پنهان قدرت جهانی تلقی میشود. وقتی چنین برداشت کلانی شکل بگیرد، پیوند دادن آن به نمادهای تاریخی، اسطورهای یا مذهبی، بهنوعی تقویت روایت «نبرد تاریخی خیر و شر» تلقی میشود؛ روایتی که قدرت اقناعی بالایی در فضای سیاسی و رسانهای دارد. ریشه این ذهنیت را باید تا حدی در گفتمان ضدصهیونیستی رسمی در جمهوری اسلامی و به صورت ویژهتر در جبهه انقلاب جستوجو کرد.
در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی، همواره بر تمایز میان یهودیت بهعنوان دین و صهیونیسم بهعنوان پروژه سیاسی تأکید شده است، اما در سطح فضای رسانهای نئوانقلابیهایی که از اردوگاه اصولگرا بیرون آمدند، این مرز همیشه دقیق باقی نمیماند. در نتیجه، نمادهایی که بهنوعی با تاریخ یهودیت یا روایتهای مرتبط با آن پیوند داده میشوند، گاهی به سرعت بار سیاسی و امنیتی پیدا میکنند. این روایتها معمولاً تلاش میکنند میان تاریخ باستان، نمادهای مذهبی و تحولات سیاسی معاصر پیوند برقرار کنند.
در چنین فضایی، نمادها از معنای تاریخی خود فاصله میگیرند و به نشانههایی از «تقابل پنهان قدرتها» تبدیل میشوند.
طلسمهای یهودی کف خیابانهای تهران بعد از جنگ ۱۲ روزه!
در روزهای بعد از جنگ ۱۲ روزه عبدالله گنجی، مشاور شهردار تهران و مدیرمسئول پیشین روزنامه همشهری، در پیامی در حساب کاربری خود در ایکس نوشت که پس از «جنگ ۱۲ روزه» میان اسرائیل و جمهوری اسلامی، «چند برگ کاغذ دارای طلسم با نمادهای یهودی» در سطح خیابانهای تهران پیدا شده است. او حتی مدعی شد که «چند سال پیش رهبری گفته بود کشورهای متخاصم و سرویسهای اطلاعاتی غربی و عبری از علوم غریبه و موجودات جنی برای جاسوسی استفاده میکنند.» حتی اگر چنین ادعاهایی قابل اثبات نباشد، طرح آنها در فضای عمومی میتواند به شکلگیری ذهنیت «جنگ نمادها» کمک کند؛ ذهنیتی که در آن نشانههای تاریخی بهعنوان ابزار نفوذ یا تهدید تفسیر میشوند.
سوزاندن بعل و استقبال رائفی پور؛ بعل خیلی مهم نیست؛ ابلیسک را دریابید!
حالا بعد از ۸ ماه و پس از آتش زدن بعل در میدان انقلاب، علی اکبر رائفی پور که نماد علوم غریبه در نیروهای انقلابی است در فایل صوتی کوتاهی که در حساب کاربری خود در توئیتر منتشر کرده، با استقبال جدی از این اقدام و قدردانی از آن میگوید: «این اقدام مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن حتی مورد توجه رسانهها خارجی قرار گرفته است. این بسیار خوب است؛ دو صف آرایی را برای مردم جهان معرفی کنید» او در ادامه تاکید دارد که «بعل نماد شیطان بوده و کودک قربانی میکردند در اسناد اپستین هم بود» رائفی پور حتی از این هم فراتر رفته و میگوید نیروهای انقلابی باید به «ابلیسک» حساسیت ویژه نشان دهند که از بعل هم مهمتر است: اما نماد دیگر این شیطان آبلیسک است. بت بعل در جایی وجود ندارد، اما آبلیسک که نماد شیطان است و این پیام را میدهد که این نقطه توسط شیطان فتح شده است در بسیاری از نقاط دنیا وجود دارد. شما باید مردم جهان را به این مساله حساس کنید؛ ابلیسک در کونکورد، پاریس، میدان سن پیتر در هر جایی که صهینویسیزم در آن سلطه پیدا میکند این نماد تجلی پیدا میکند. شما باید دو جبهه خیر و شر را برایشان بگید. همایش شیرخوارگان در ایران را بگویید و مقایسه کنید با آن جبهه که کودک قربانی میکند. اینها دلیل دشمنی ایران با اسرائیل است بر سر زمین نیست نفت نیست. ایرانیها ایستادند، چون حاضرند برای اخلاق و پاکی هزینه بدهند. این را توضیح دهید که تنها جایی که به نماد بعل سنگ انداخته میشد در مناسک حج بود که حالا دور ان دیوار کشیدند تا سنگ مستقیم به ابلیسک نخورد».
ابلیسک به یک تک ستون سنگی گفته میشود که از یک بلوک سنگی با مقطع مربع (یا مستطیل شکل) ساخته شده است. شکل این ستونهای سنگی هنگامی که به سمت بالای ستون حرکت میکنید، مقطعی کوچکتر داشته و مشابه به یک هرم کشیده و بلند خودنمایی میکند. در نوک ابلیسک نیز، یک هرم کوچک قرار داده شده است.
در سطح گفتمانی، استقبال چهرههایی مانند علی اکبر رائفی پور از اقداماتی مانند سوزاندن نماد بعل، نشان میدهد که در بخشی از جریانهای انقلابی، نمادسازی صرفاً یک حرکت نمایشی نیست، بلکه بخشی از راهبرد روایتسازی سیاسی محسوب میشود. در این چارچوب، نمادها میتوانند همزمان نقش تعریف دشمن، تقویت انسجام هویتی و افزایش ظرفیت بسیج اجتماعی را ایفا کنند. با این حال، شکاف قابل توجهی میان هدف طراحان چنین اقدامات نمادینی و برداشت عمومی جامعه وجود دارد.
بخشی از جامعه این اقدامات را بخشی از جنگ روانی و رسانهای میداند، در حالی که بخشی دیگر آن را نشانه گسترش نگاههای نمادمحور و توطئهگرایانه تلقی میکند. همین شکاف باعث میشود هر بار که یک نماد تاریخی وارد میدان سیاست میشود، تفسیرهای متناقض و گاه متضادی شکل بگیرد.
تمرکز بخشی از نیروهای انقلابی بر نمادهای منتسب به یهودیت را باید حاصل همزمان چند روند دانست. استمرار منازعه سیاسی با اسرائیل، گسترش روایتهای توطئهمحور در فضای رسانهای، و نیاز جریانهای سیاسی به ابزارهای نمادین برای روایتسازی و بسیج افکار عمومی برای قد علم کردن مقابل تصمیمات احتمالی حاکمیت برای مذاکره با غرب. در چنین شرایطی، نمادها دیگر فقط بازماندههای تاریخ یا اسطوره نیستند، بلکه به ابزارهایی برای بازتفسیر جهان معاصر تبدیل میشوند؛ ابزارهایی که احتمالاً با ادامه رقابتهای روایتمحور در منطقه، نقش آنها پررنگتر نیز خواهد شد.



دیگه همه چیشون علنی شده چطوری بگن


